هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

از شیر گرفتن ...

1393/8/15 17:34
585 بازدید
اشتراک گذاری

واما سخت ترین و وحشتناکترین کابوس عمرمغمگین..... هشتم محرم بود 11 آبان تصمیم گرفتم از شیر بگیرمت

چون این روزا هم زیاد بیرون بودیم و خسته میشدی هم اینکه اطرافت شلوغ بود

صبح اون روز متوسل به علی اصغر شدم بعد بهت شیر دادم و خوابیدی بعدش چسب زدم رو سینم

 وقتی بیدار شدی و شیر خواستی بهت گفتم اوف شده گفتی ببینم ... وقتی چسبا رو دیدی بمیرم برات مامانی شوکه شدیخطا

دستات رو به صورت گرفتی و گفتی اوف شده؟؟؟ آره؟؟خطا

دیگه نخواستی .... یه بار دیگه اومدی گفتی بینم اوف شده؟ لبه ی چسب رو دیدی و گفتی بردار مامان تلسیدمخطا

رفتم تو اتاق و کلی گریه کردمگریه

برای من خیلی سخت بود و برای تو سخت ترخطا

از اون روز بیتابی ... انگار افسرده شده باشی ... زیاد نمیخندی زیاد حرف نمیزنی تو خواب ناله میکنی

غذا نمیخوری همش آب میخوایغمگین

برات انار دونه کردم و سوره ی یاسین رو بهش خوندم و بهت دادم خوردی تا صبور بشی عزیز دلمغمگین

چه میکردم مامان این کاری بود که بایست انجام میشد....خطا

وقتی بغلم میایی  محکم منو میگیری و بو میکشی و بوس میکنی نمیدونم تو ذهن کوچیکت چی میگذره عزیزم..

خدایا به دخترم کمک کن این روزها رو راحت تر بگذرونه آمینآرام

 

.: هدیه ای از طرف خدا...یلدا تا این لحظه ، 1 سال و 10 ماه و 22 روز سن دارد

پسندها (3)

نظرات (7)

شيك پوش
16 آبان 93 15:56
با ما شيك پوش شويد: http://alizeshop.mihanblog.com
مری
17 آبان 93 22:48
آخی عزیزم منم دلم گرفت خیلی سخته بنظرم ایشالا که بخوبی و خوشی مث همیشه یلدا خانوم این مرحله رو هم پشت سر میزاره
مهتـ❤ـاب مامان یلـ♥ـدا و یاسیــ♥ــن
پاسخ
سلام عزیزم خوبی؟ پسمل گلت و محکم ببوس ممنون از محبتت
مرمر
18 آبان 93 14:42
منم دارم ازشیرمیگیرم البته وعده شبشو نگه داشتم منم چسب زخم زدم ارتین خیلی غرغرو شده اصلا هم غذانمیخوره
نرگس
18 آبان 93 22:57
عزیزم این قصه بزرگ شدنه..بزرگ شدن سختی داره اما یلدا قویه
♥مرجان مامان آران و باران♥
19 آبان 93 16:50
ای جانم عزیزمممم ولی خوب دیگه راحت شدی ببوسش هزار ماشالا ناز و عسلتر شدههههه بوسسسس
مامانی
25 آبان 93 0:18
به به چقدر پست جدید.خاله جون یه آپ محرمی هم با همون عکس سه تایی برامون بکن دیگه
مامان هدیه
2 آذر 93 9:53
سلام فرشته ی کوچولو . چند وقتی بود فرصت نمی کردم بیام وب . دلم برات تنگ شده بود . ماشالله به این گل دختر . تو فکر نباش مامانی این روزا می گذره
مهتـ❤ـاب مامان یلـ♥ـدا و یاسیــ♥ــن
پاسخ
سلام عزیزم دلتنگتون بودیم